محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
16
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
قصص قرآن يكى از علوم قرآنى و شايد دلچسبترين آنهاست ، قصهها و داستانها از ديرباز در حيات آدمى نقش بسزايى داشتهاند و كتب آسمانى بويژه قرآن به شايستگى از قصه و داستان براى ابلاغ پيام و اتمام حجت استفاده كردهاند . قصه و داستانگويى مهمترين وسيله و ابزار كتب آسمانى براى تبشير و انذار بشر بوده است . در پايان داستان يوسف كه منسجمترين و كاملترين قصص قرآن است ، خداوند مىفرمايد : « براستى كه در بيان داستان ايشان مايه عبرتى براى خردمندان است ، ( و اين قرآن ) سخنى ساختگى نيست ، بلكه تصديق ماجراهايى است كه در ديگر كتابهاى آسمانى نيز موجود است و روشنگر همه چيز و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است » و در آيه 11 از سوره انعام آمده است : « بگو اى پيغمبر كه در روى زمين بگرديد ( و از حال امم گذشته جويا شويد ) تا عاقبت سخت آنها كه تكذيب ( آيات خدا و رسولان او ) كردند ، مشاهده كنيد » و اين مضمون در بسيارى از آيات ديگر با تفاوتهاى اندك آمده است . اما قصههاى قرآن بر خلاف بسيارى از قصههاى ادبى كه عنصر خيال و حوادث پندارى نقش بسزايى در آنها دارد و هرچه اين عنصر نفوذ بيشترى در ساختار داشته باشد تأثير آن در شنونده بيشتر است ، در قرآن قصهها نه تنها بر واقعيت تطبيق دارند ، بلكه اين وقايع مهمترين و حساسترين وقايع تاريخى انسان هستند ، وقايعى كه هر كدام كاروان آدمى را به سو و جهت خاصى سوق دادهاند و تا ابد نقش خود را بر پيشانى او خواهند داشت و براى او بيدارگر ، زنده و روشنگر خواهند ماند و قرآن از مجراى اين قصص بزرگترين لغزشها و معمولترين انحرافات بشرى را به شيوهاى بى نظير ، زيبا و جذاب به نمايش مىگذارد . قرآن كريم گرچه با تورات متداول در ميان يهود ، در بسيارى از داستانها و حوادث تاريخى اشتراك دارد ، اما تورات امروزى مجموعهاى مخلوط و مركب از حق و باطل است و گاهى داستان انبياء را آنچنان مشوش و پر از خرافه نقل كرده و يا آنقدر به كفر و شرك آميخته كه خوانندهء بصير گمان نمىكند اين عبارات از طرف خداوند دانا بر پيامبرى عظيم الشأن همچون موسى كليم الله وحى شده باشد ، و اين از جهت تحريفى